دعایی که در آسمان ها معروف است

ابن بابویه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که:

روزی ابوذر بر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم وارد شد. جبرئیل به صورت دحبه کلبی در خدمت آن حضرت به خلوت نشسته بود و سخن می گفت. ابوذر گمان کرد دحبه کلبی است و با حضرت حرف های خصوصی دارد پس گذشت.

جبرئیل گفت: یا محمد ، اینکه ابوذر بر ما گذشت و سلام نکرد و اگر سلام می کرد ما او را جواب می گفتیم. به درستی که او را دعایی است که در میان اهل آسمان ها معروف است. چون من عروج نمایم از وی سوال کن.

چون جبرئیل برفت ، ابوذر آمد. حضرت فرمود: ای ابوذر چرا بر ما سلام نکردی؟

ابوذر گفت: چنین یافتم که دحیه کلبی نزد شما بود و برای امری با او سخن می گفتید نخواستم کلام شما را قطع نمایم.

حضرت فرمود: جبرئیل بود و چنین گفت. ابوذر بسیار نادم و پشیمان شد. حضرت فرمود: چه دعایی است که خدا را به آن می خوانی که جبرئیل خبر داد که در آسمان ها معروف است؟

گفت: این دعا را می خوانم:

اللهم انی اسئلک ایمانَ بک و التصدیق بنبیک و العافیةُ من جمیعِ البلاء و الشُکرُ علی العافیةِ و الغِنی عن شرار الناس

منبع: حیات القلوب، ج۴، ص۱۶۸۸

به غیر از راه میخانه، رهی دیگر نداند دل

که مست از جام عشق است و بسی مستانه می‏سوزد

بگردان دور مشتاقان، سبوی عشق را ساقی

ز شور و جذبه ی آن می، لب و پیمانه می‏سوزد

پ ن: عطر چادر بهشتی مادر در حرم می پیچد...

کار نیک

« و من تطوع خیرا فان الله شاکر علیم »

هر کس با رغبت کار نیک انجام دهد ، خداوند شاکر و داناست.

سوره بقره آیه ۱۵۸

پ ن: ۱-گاهی می خواهی کار خیری را انجام بدهی اما انگیزه کافی برای انجامش نداری. این موقع ها ، این قسمت از آیه را زمزمه کن تا انگیزه بگیری. خداوند از تو سپاسگزاری خواهد کرد و اگر هیچ کس هم نداند او که می داند. سپاسگزاری خداوند از ما چنان بی منت است که حتی گاه متوجه نمی شویم کی و کجا انجام شد به همین خاطر گاهی فکر می کنیم کار نیک ما اثری نداشته است. حیف که ما با آیات قران زندگی نمی کنیم و با شنیدن صدای آن بیشتر یاد قبرستان و اموات می افتیم و فکر می کنیم معجزه قرآن فقط برای چهارده قرن پیش بوده در حالی که معجزه این آیات ، ساختن انسانی است که خداوند بعد از آفرینش او به خودش آفرین گفت و قرار بود نماینده خدا در زمین باشد و صفات الهی را در خودش جلوه گر کند.

۲- گاهی یک کارمند یک کار نیکی انجام میده همکارش که ازش تشکر می کنه خوشحال میشه ، بعد اگه رئیس اداره شون ازش تشکر کنه بیشتر خوشحال میشه ، اما اگه ببینه وزیر مربوطه اومده ازش تشکر کنه که دیگه در پوست خودش نمی گنجه. حالا تصور کنین اگه قرار باشه خداوند از کسی تشکر کنه دیگه چی میشه! مالک هستی و خالق زمین و آسمان و بزرگ پروردگار جهانیان میخواد از بنده نیکوکارش تشکر کنه اون بنده چه حالی پیدا می کنه؟!

لغت نامه های دنیا را بــــــــاید آتش زد...

جلوی واژه ی نبودن نوشته اند:

"عدم حضور شخصی یا چیزی"

همیــــن!!!!

چقدر نبودن تو را

ساده فرض می کنند...

کانال های استجابت دعا را کشف کنید!

روزی از روزگاری شخصی الاغ خود را گم کرده بود هر چه گشت نتوانست آن را پیدا کند. راهی نیشابور شد از افرادی که در مرکز شهر جمع شده بودند سۆال کرد در بین شما نیشابوریان آبرودار کیست؟ همه شیخ ابوالحسن بوشنجی را معرفی کردند.

یک ‌راست سراغ او رفت و او را در حال عبادت یافت. یقه او را گرفت و گفت الاغ مرا بده.

او غافلگیر شده با حالت تعجب گفت الاغ شما نزد من چه می‌کند؟

گفت من نمی‌دانم باید الاغ من را بدهی، از او اصرار و از شیخ انکار ؛ تا کار به جایی رسید که شخص فریاد زد ای مردم به داد من برسید الاغ مرا از شیخ گرفته به من بازگردانید.

در این هنگام شیخ دست به آسمان برداشت و گفت بار خدایا مرا از دست این شخص نجات بده

در این هنگام آن مرد را صدا زدند که فلانی، بیا الاغ شما پیدا شد.

مرد در حالی که یقه شیخ را رها کرده و از او جدا می‌شد گفت:

ای شیخ من می‌دانستم که الاغم نزد شما نیست لکن چون خودم در نزد خدا صاحب آبرو نبودم؛ گشتم و شما آبرودار را پیدا کردم تا شاید شما نفسی بزنی و دعای من مستجاب شود.

تذکره الاولیاء شیخ عطار نیشابوری

تقاضای آب

 توی قم، زمانی که تازه به سپاه آمده بودم، روی پشت بام منزل نگهبانی می دادم. وقتی که پاس بخش برای تعویض بعضی نگهبانها آمد، یکی از برادران نگهبان آن طرف پشت بام برادری را که نوبت نگهبانی اش تمام شده و داشت به پایین می رفت، صدا زد و گفت پایین که می روی، مقداری آب برای ما بیاور که تشنه ایم.

ساعت یک یا 5/1 بعداز نصف شب بود، طرف می خواست برود بخوابد، خوابش می آمد و حالش را نداشت تا برود و از آسایشگاه آب بیاورد. لذا در جواب گفت; یک ساعت دیگر که پستت تمام شد، خودت می روی پایین و آب می خوری.

خلاصه نیمه شب بود و دیر وقت ولی چند دقیقه ای نگذشته بود که دیدم حضرت امام خمینی (ره)یک پارچ آب و یک پیش دستی خرما دستشان است و دارند می آیند بالا. از پله های پشت بام آمدند بالا، من هم در پشت بام نگهبانی می دادم

حضرت امام آمدند جلو، من دست پاچه شدم، پریدم پایین و گفتم آقاجان چکار دارید؟ گفتند مثل اینکه یکی از برادرها تشنه بود، این آب را به او بدهید، خرما را هم دادند که ما بخوریم. من اصلا زبانم بندآمده بود که چه بگویم. آخر این موقع شب آقا خودشان را به زحمت انداخته بودند و گویا صدای برادری را که تقاضای آب می کردند، شنیده بودند. (محمدهاشمی (محافظ بیت)

" از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه هست دوست بدارند .

 اكثر آدم ها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت مي دهند :

خودشان را ، تفسير و برداشت خودشان را از او ...  "  

 گوته

روزی که عزیز فاطمه می آید...

ادب

امام صادق علیه السلام فرمودند:

« شيطان ، در عالِمِ بى‏بهره از ادب بيشتر طمع مى‏كند تا عالِمِ برخوردار از ادب .

پس ادب داشته باشيد وگرنه شما، بيابانى (فاقد تمدّن) هستيد.»

كنز العمّال ، ح 45409

پ ن: یه بار سر و کارم با پزشکی افتاد که علم و تخصصش زیاد بود اما نحوه حرف زدنش، شاید به گمان خودش زیادی خودمونی بود ؛ ظاهرا اخلاق خوبی داشت اما طرز بیانش خیلی مودبانه نبود.خلاصه طرز صحبت کردنش با همه ، محترمانه نبود. بعد سوار یک تاکسی شدم راننده خیلی مودبانه حرف می زد پیش خودم گفتم طرز حرف زدن اون پزشک کجا و طرز حرف زدن این راننده کجا؟! (البته معلومه که در هر قشری همه جور آدمی هست و مودب بودن ربطی به تحصیلات نداره...) 

خدایا به من بیاموز که به بهانه ی خودمانی بودن، ادب را زیرپا نگذارم

و به بهانه ی مودب بودن، اهل تعارف و تکلف نشوم. 

خدایا ذره ای از ادب و نجابت علمدار کربلا را به ما نیز عنایت فرما.

اللهم عجل لولیک الفرج

اگر مساله امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می رود، زیرا چه آیتی بالاتر از امام (علیه السلام)؟!

امام آیینه ای است كه حقیقت تمام عالم را نشان می دهد.

 افسوس كه همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمكران می روند، و نمی دانند كه خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد كه برای تعجیل فرج او دعا كنند!

آیت الله العظمی بهجت(ره)

عمل کم با پرهیزکاری، بهتر از عمل بسیار بدون پرهیزکاری است

مفضل می گوید: در محضر امام صادق علیه السلام بودم. سخن از چگونگی اعمال به میان آمد.

من گفتم: عمل من چه مقدار کم است

حضرت فرمود: ساکت باش! از خداوند آمرزش بخواه!

آن گاه فرمود: عمل کم با پرهیزکاری، بهتر از عمل بسیار بدون پرهیزکاری است.

گفتم:عمل بسیار بدون پرهیزکاری چگونه می شود؟

فرمود: « مانند عمل کسی است که به مردم غذا می دهد، به همسایگانش محبت می کند و در خانه اش به روی مردم باز است ، ولی هنگامی که در معرض کار حرام قرار می گیرد از آن خودداری نمی کند و مرتکب حرام و گناه می شود.

بلی! این است نمونه عمل بدون تقوا.

اما شخص دیگری نیز هست که کارهای نیک ( غذادادن ، مهربانی به همسایه و...) انجام نمی دهد ، ولی اگر کار حرامی برایش پیش آمد، خویشتن داری نموده، مرتکب کار حرام و گناه نمی گردد، البته شخص دومی بهتر از اولی است.

بحارالانوار، ج۷۰، ص۱۰۴